مشاوره ی نوجوان
امسال هم به پايان رسيد با همه ي تلخي ها و شيريني هايش، با همه ي فرازها و نشيب هايش،
سالي که براي عده اي سال رشد و پيشرفت بود و براي عده ي ديگر، سال عقبگرد يا درجازدن؛
گذشتِ شب و روز و سپري شدن هفته ها و ماه ها، براي ما يک پرونده و کارنامه تشکيل مي دهند. کارنامه ي سال سپري شده را مرور کنيم تا چهره ي جان خويش را در آيينه ي رفتار خود بنگريم!
طي شدن روزگار، سبب افزوده شدن سنّ ما نمي شود، بلکه عمر ما را کاهش مي يابد و هر روز، قدمي به خط پايان نزديکتر مي شويم.
وقتي يک دانش آموز، به نمرات پايان سال تحصيلي خود مي نگردد و قبولي و مردودي خود را مي بيند چرا ما به کارنامه ي عملکرد سالانه مان ننگريم؟
راستي در سالي که گذشت چه کردم؟ چه بودم؟ و چه شدم؟ چگونه انديشيدم و اکنون چگونه فکر مي کنم؟
چه نکات تازه اي از دين آموختم؟ کدام خصلت ناپسند را از خود دور کردم؟
چه اعمال صالحي را تنها و تنها براي رضاي خدا انجام دادم؟
چند نماز با حضور قلب خواندم؟
به چه ميزاني به رشد اخلاقي و تزکيه ي نفس و خودسازي دست يافتم؟
سراغ کداميک از بستگان و فاميل رفتم که با ما قطع رابطه کرده بودند؟
چند نفر بي خبر و منحرف را نجات دادم؟
چند بار، سخن حق را، هر چند به زيان خودم بود پذيرفتم؟
چند بار، به خاطر خدا، از صحنه هاي گناه دوري جستم؟
چند کتاب خوب و سازنده مطالعه کردم؟
چند مسأله لازم و ضروري از (احکام شرعي) آموختم؟
چه کتاب هاي سازننده اي خريده و به دوستان و ديگران اهدا کردم؟
چقدر قرآن خواندم؟ با چه کارهايي والدين خويش را از خود راضي کردم؟
چند بار به زيارت عاشقانه و عارفانه ي مزار اولياءالله و امامان و صالحان رفتم؟
و از اين زيارت ها چه توشه ي معنوي گرفتم؟
چند عيادت بيمار و سرکشي به محرومان و کمک به آنها کردم؟
چند مورد، سؤلات فکري خود را از آگاهان و کارشناسان پرسيدم؟
و بسياري"چند"ها و "کدام"ها و "چه" هاي ديگر...
آري! يک سال گذشت، يک سال مدت کمي نيست.
مي توانستم با کارهايم، يک سال را پرمحتواتر سازم و از سال، قرني بسازم.
مي توانستم عمر خويش را بهتر برويانم و بشکوفانم.
با شروع سال جديد، اين ورود به سال نو را به همديگر تبريک مي گوييم... ولي ... تبريک و خجستگي سال نو، براي من و تو به چيست؟ اين سال برايمان "مبارک" خواهد بود و برايمان سرشار از برکت خواهد گشت؟ آينده ي ما در گرو گذشته و حال ماست. من و تو مسئول عمر، زمان، فرصت ها و استعدادهاي خويشيم.
آيا " گذشته"مان به اميد آينده و "آينده" مان به حسرت گذشته خواهد گذشت؟ هرگز چنين مباد!
(جواد محدثي)
بياييد در سال جديد به اين حديث گرانبهاي حضرت علي(ع) عمل کنيم که فرمودند:
"خوب هديه اي است پند و موعظه"
چقدر خوب و شايسته است که در هر برخورد و ارتباطي،
علاوه بر پول عيدي، به همديگر هديه هاي معنوي (مانند کتابهاي کوچک و ارزان دعا و حديث) بدهيم و دايره ي معرفت ديني خود را گسترش دهيم و از زمره ي ناآگاهان خود را برهانيم.
1- کشمکش بین استقلال و وابستگی:
با توجه به اینکه این دوره، حد فاصل دوران کودکی و بزرگسالی است، از دست دادن حمایتهای بیقید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون زحمت و دردسر، همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد میکند و جنگ روانی عمیقی در ذهن او به وجود میآورد.
بعضاً خانواده و مدرسه و جامعه نیز از او توقعات متناقض دارند، گاهی او را به چشم یک کودک نگاه کرده و برخوردی تحقیرآمیز دارند و گاهی هم توقعات از او بیش از حد توان اوست و به چشم بزرگسالان به او مینگرند که این خود به کشمکشهای درونی نوجوان دامن زده و او را با مشکل روبرو میسازد.
2- طغیان علیه مراجع قدرت:
نوجوان برای کسب استقلال علیه همه ی مراجع قدرت من جمله والدین و کادر مدرسه طغیان میکند.
گاهی اوقات رفتارهایی علیه آنها از خود نشان میدهد، درگیریهایی ایجاد مینماید و به اعمالی دست میزند که روابط او را با آنها و سایر مراجع قدرت به شدت تیره میکند، مثلاً بگومگو میکند، بحث و مجادله ی طولانی انجام میدهد، بر خلاف خواسته ی والدین دیر به خانه میآید، از انجام تکالیف درسی خودداری میکند، سیگار میکشد و حتی ممکن است دست به اعمال بزهکارانه هم بزند.
این مورد در خانوادههای با محدودیت زیاد و یا مدارسی که مقررات سخت و خشک را بدون نظرخواهی و مشورت با نوجوان اجرا میکنند از شدت بالاتری برخوردار است.
3- هویّت فردی :
یکی دیگر از مشکلات مهمی که نوجوان با آن روبرو میشود مساله ی تشکیل «هویت فردی» اوست. بدان معنی که سوالهای متعددی درباره ی مفهوم زندگی، نقش او در این زندگی، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ و بطور کلی سوالهایی نظیر، من کیستم؟ و به کجا میروم؟ ذهن او را به خود مشغول مینماید که باید به آنها پاسخ دهد.
احساس هویت شخصی در نوجوانان کمکم براساس همانند سازیهای مختلف گذشته ی آنها تکوین مییابد. با ورود به دوره ی نوجوانی ارزشهای گروه همسالان و همچنین ارزیابیهای معلمان و سایر بزرگسالان نیز مطرح است و هر اندازه ارزشهایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز میشود با ارزشهای والدین و معلمان همخوانی بیشتری داشته باشد به همان نسبت کار هویتیابی نوجوان آسانتر پیش میرود.
4- چگونگی ارضاء نیازهای جدید (جنسی):
رشد و نمو غدد داخلی و ترشحات هورمونهای جنسی به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی را میدهد و انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیر همجنس در او ایجاد میگردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پریشانی خاطر همراه است. جوان تازه بالغ جدید تمایلات قوی و نامعلومی را احساس میکند که او را از جلدش خارج کرده و بسوی جنس مخالف میکشاند. جهشهای شدید محبت، عقبنشینیهای توضیح ناپذیر و حرکات بدون دلیلی که او را آشفته میسازد.
نوجوان میخواهد این همه انرژی را که به وجود آمده و موجب هیجان او شده است را در جایی آزمایش نماید، اما در عین حال نگران عواقب آن است. او بیداری و رشد تمایلات جنسی را دارد ولی هدف ندارد و چون غریزه ی جنسی کاملاً زیرزمینی است، جهتیابی آن با کور مالی انجام میشود و در افراد محجوب و کمرو نوعی اضطراب و گیجی ایجاد میکند. در جوامعی که آموزش ارضاء صحیح غریزه ی جنسی و راههای کنترل آن برای نوجوان آموزش داده نمیشود، این مشکل مضاعف است و در اینجاست که متاسفانه لغزش و سقوط در پرتگاه در کمین است.
5- عدم کنترل بر رفتار و هیجانات ناشی از تغییرات جسمی و روانی دوران بلوغ:
به دلیل رشد سریع جسمی و تغییرات مشهود در اندامهای بدن نوجوان در دوران بلوغ بعضی از رفتارهای هیجانی و عدم کنترل او طبیعی است. مثلاً جلو آمدن سرنوجوان به دلیل احساس بلندتر شدن گردنش، بزرگ شدن بینی و یا عدم کنترل در دستهایش برای جابجایی خصوصاً اشیاء ظریف از طرفی و عدم آگاهی و آموزش صحیح او در مقابله با این مسایل از طرف دیگر او را از نظر روحی تحت تاثیر قرار داده بهطوری که در خود احساس بیکفایتی و حقارت مینماید که همین امر موجبات اضطراب را در وی فراهم میآورد.
6- ترس از آینده:
با پیدایش نیازهای جدید در نوجوان و کشش به سوی ارضای نیازهای آنی و مقطعی، آینده را در ذهن نوجوان مبهم و دور از دسترس تصویر مینماید به طوری که حتی چگونگی تامین اقتصادی و تشکیل خانواده برای خود در آینده و ازدواج و تحصیلات عالی را قلههایی دور از دسترس میپندارد که دستیابی به آنها برای او بسیار دشوار و در بسیاری از موارد از محالات است که البته نقائص تربیتی و آموزشی در درون خانواده، مدرسه و جامعه و محرومیتهای شدید مالی خانواده به شدت و عمق این مشکل نیز میافزاید.
7- دغدغه اقتصادی:
یکی از مهمترین مشکلات نوجوانی این است که فرد قبل از اینکه به بلوغ اقتصادی برسد به بلوغ جنسی رسیده است و از طرفی چون به دنبال استقلال و کسب هویت جدید برای خود نیز میباشد همیشه به فکر دستیابی زودتربه منافع اقتصادی است و در این ارتباط میبینیم نوجوانانی را که مدرسه و تحصیل را رها کرده و به دنبال شغل و کسب درآمد میباشند و این خصوصاً در جوامعی که ارزشهای انسانی و معنوی جای خود را به ارزشهای مادی داده و شخصیت افراد برحسب درآمد و پول آنها مورد ارزیابی قرار میگیرد بسیار مشهودتر است و در این ارتباط اوضاع و احوالاقتصادی- اجتماعی و بیثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات و فقر مالی خانواده از عوامل تشدید کننده ی مشکل محسوب میشوند.
8- تعارض بین خواستههای والدین و گروه همسالان:
در این دوران، نوجوان تحت تأثیر گروه همسالان میباشد و والدین را مرتبط به نسل گذشته میداند که نیازها و خواستههای عصر حاضر او را درک نمیکنند. لذا نوجوان خود را در این میان کاملاً گیج احساس میکند چون حاضر نیست که محبت والدین را هم از دست بدهد. در چنین مواقعی نوجوانان بعضاً همانند هنرپیشهها نقش بازی میکنند تا از مقبولیت والدین و گروه همسالان، هر دو برخوردار شوند.
9- ترس و اضطراب:
ناتوانی در سازگاری با موقعیتهای جدید موجب تشدید ترس و اضطراب در نوجوان میشود مانند: ترس از عدم موفقیت در امتحان یا مورد سرزنش قرار گرفتن در خانه و مدرسه، ترس از پذیرش مسئولیت و ارتباط با جنس مخالف یا مورد پذیرش دوستان واقع نشدن.
10- به هم ریختگی ارتباط با دیگران:
فشارهای روانی، عاطفی و اجتماعی در این دوران موجب میشود که نوجوان با خودش، با خانوادهاش، با دوستانش و بطور کلی با همه رابطهاش بهم میخورد و احساس کوچک شمردن خود و حقارت می کند و حالت عصبی در او افزایش مییابد.
نوجوانی ،دوره طغیان وبی اعتمادی
عوامل موثر در رفع مسائل و مشکلات نوجوانی

1- پشت سرگذاشتن دوران کودکی، تبدیل شدن به یک فرد بالغ و از دست دادن حمایتهای بیقید و شرط والدین برای کسب احساس استقلال از یک طرف و لذت مورد حمایت و پشتیبانی آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون هیچ زحمت و دردسری همیشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف دیگر، در نوجوان کشمکش درونی ایجاد میکند و جنگ روانی عمیقی در ذهن نوجوان به وجود میآید.
2- برای کسب استقلال، نوجوان علیه همه ی مراجع قدرت من جمله والدین طغیان میکند و به خاطر این که به خود و دیگران ثابت کند که بزرگ شده و واقعا مستقل است، گاهی اوقات رفتارهایی علیه آنها از خود نشان میدهد، درگیریهایی ایجاد مینماید و دست به اعمالی میزند که روابط او را با آنها و سایر مراجع قدرت به شدت تیره میکند. مثلا بگو مگو کرده، بحث و مجادله طولانی با والدین انجام میدهد، برخلاف خواست والدین دیر به خانه میآید، از انجام تکالیف درسی خودداری میکند، سیگار میکشد و حتی ممکن است دست به اعمال بزهکارانه بزند.
3- عدم اطمینان نسبت به بزرگسالانی که تاکنون به عنوان الگوی همانندسازی بودند و از رفتار و کردارشان تقلید میشد، با شروع دوره ی نوجوانی در نوجوان ایجاد میگردد و در این مرحله نوجوان به گفتههای بزرگسالان و به خصوص والدین اعتماد ندارد و این خود ممکن است موجب به وجود آمدن یک احساس «دوسوگرایی عاطفی» در وی گردد؛ چون هم باید آنها را دوست داشت، به آنها نزدیک شد، از آنها الگو برداری نمود و همانند آنها شد و هم باید از آنان به عنوان تصاویر قدرت (دشمن) دور شد و به آنها اعتماد ننمود.
4- یکی از مسائل مهمی که نوجوان با آن روبرو میشود مساله ی تشکیل هویت فردی اوست، و این بدان معنی است که سوالهای متعددی درباره ی مفهوم زندگی و نقش او در این زندگی، مفهوم مرگ و زندگی پس از مرگ، و به طور کلی سوالهای نظیر «من کیستم» و «به کجا میروم» ذهن او را به خود مشغول مینماید که باید به آنها پاسخ دهد.
جستجوی هویت شخصی متضمن این است که نوجوان تشخیص دهد ، برای او چه چیزهایی مهم و چه کارهایی ارزشمند است و نیز متضمن تنظیم معیارهایی است که وی براساس آنها بتواند رفتار خود و دیگران را هدایت و ارزیابی کند. در این مرحله افراد باید نقش جنسی خود را نیز تعیین نمایند؛ به خصوص دختران باید درباره ی چگونگی مفهومی که از «زن بودن» پیدا میکنند تصمیم بگیرند. ازدواج نمودن، مسوولیتهای زندگی را پذیرفتن، بچهدار شدن، مادر شدن با همه آن مشقتها و گرفتاریها!!
لذا نوجوان همه ی خاطرههایی را که از کارهای مادر، مشکلات، رنجها و شادیهای او دارد به یاد میآورد که گاه سبب ناراحتی، اضطراب، پریشان خاطری و افسردگی و گاه باعث خوشحالی او میگردد.
احساس هویت شخصی در نوجوانان کم کم براساس همانندسازیهای مختلف گذشته آنها تکوین مییابد. ارزشها و معیارهای اخلاقی دوران کودکی تا حدود زیادی همانند والدین میباشد، با ورود به دوران نوجوانی، ارزشهای گروه همسالان و همچنین ارزیابیهای معلمان و سایر بزرگسالان نیز مطرح است که برای نوجوان اهمیت دارد. نوجوانان از راه جمعبندی این ارزشها و ارزیابیها سعی میکنند تصویر یکپارچهای از خود به دست آورند. هر اندازه ارزشهایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز میشود، با ارزشهای والدین و معلمان همخوانی بیشتری داشته باشند، به همان نسبت کار هویتیابی نوجوان آسانتر پیش میرود.
هر گاه نظریهها و ارزشهای والدین به میزان قابل توجهی با عقاید و ارزشهای دوستان، همسالان و سایر افراد مهم در زندگی نوجوان، متفاوت باشد و نوجوان هر از چند گاهی دیدگاههای دستهای را بپذیرد و عمل نماید و خود نیز نداند که کدامیک از این دیدگاهها با ارزشها و معیارهای او تطبیق میکند، کار هویتیابی برایش دشوار و طولانی میگردد و چون نمیتواند هویتی واحد برای خود کسب نماید، احتمالا دچار بحران هویت میشود، و نقشهای متفاوتی را در جامعه ایفا میکند که خود عامل تعارض، اضطراب و سردرگمیاش میگردد.
دختر دانشجویی اظهار میدارد:
«در خانوادهام رفتارهایم لوس و بچگانه است، بین اقوام و فامیلهایم بیبند و بارم، زیرا که بر اکثر افراد خانواده مادرم فرهنگ غربی حاکم است و آنها از من انتظار دارند که مثل آنها باشم، در دانشکده بسیار مقرراتی و درسخوان هستم و به عنوان یک دانشجوی خوب معروفم، بین دوستانم شدیدا مذهبی هستم و در فعالیتهای مذهبی شرکت میکنم، به راستی من کیستم؟»
برخی از جوانان در تلاش برای کسب هویت شخصی پس از یک دوره آزمایش و کندوکاو درونی، متعهدانه به هدفی در زندگی دل میبندند و در راه نیل به آن گام برمیدارند و برخی دیگر در بحران هویت دست و پا زده و در نهایت هویتی انحرافی بر میگزینند، هویتی که مغایر با ارزشهای جامعهای است که در آن زندگی میکنند و این خود زمینهساز بسیاری از مسائل و مشکلات آتی آنها خواهد شد.
5- رشد ونمو غدد داخلی و ترشحات هورمونهای جنسی به نوجوان امکان برقراری روابط جنسی میدهد و انگیزه و کشش جنسی نسبت به غیر همجنس در او ایجاد میگردد و از طرفی نخستین برخورد نوجوان با جنس مخالف اغلب با ترس و پریشانی خاطر همراه است.
تمایل جنسی در دوره بلوغ با خصوصیات اساسی یک غریزه ظاهر میشود، به عبارت دیگر به صورت نیروی محرکی است که ناخودآگاه متوجه جهت معینی میباشد.
جوان تازه بالغ نیاز جدید و مبهم و تمایلات قوی و نامعلومی را احساس میکند که او را از جلدش خارج میسازد و به سوی جنس مخالف میکشاند. رفتار او کج و معوج میشود و موجب شگفتی اطرافیان و تعجب بیشتر خودش میگردد. جهشهای شدید محبت، عقبنشینیهای توضیحناپذیر و حرکات بدون دلیلی که او را آشفته میسازد، از خصوصیات این سن هستند، پس کار غریزه ی جنسی کاملا زیرزمینی است و جهتیابی آن با کورمالی انجام میگیرد و در افراد محجوب و کمرو نوعی اضطراب و گیجی ایجاد میکند، چنانکه گویی نیرویی در آنها تاثیر مینماید و آنها را به سوی مقصدی که به زحمت میبینند سوق میدهد.
6- نقایص تربیتی و آموزشی در درون خانواده، درگیریها و نزاعهای پدر و مادر با یکدیگر و یا با فرزندان، محرومیتهای شدید مالی، کنترل بیش از حد والدین و مراقبتهای افراطی و یا برعکس آزاد گذاشتن بیش از حد و رها کردن نوجوان به حال خود نیز مسائل و مشکلاتی را برای وی ایجاد خواهد کرد.
7- اوضاع و احوال اقتصادی- اجتماعی و بیثباتی جامعه، جنگ، بیکاری، کمبود امکانات تفریح و سرگرمی نیز از عوامل مشکلزا خواهند بود.
منبع : برگرفته از کتاب " مسائل نوجوانان و جوانان – نویسنده : دکتر محمد خدایاری فرد (عضو هیات علمی دانشگاه تهران ) – با تغییر و تلخیص
منبع: تبیان
گروه دوستی همسالان امكاناتی برای مشاوره ، یادگیری مهارتهای جمعی،كسب آگاهی، تمرین استقلال، در میان گذاشتن مشكلات و احساسات بلوغ ، كنترل رفتار و روابط عاطفی گستردهتر در اختیار نوجوان قرار میدهد.
تمایل به عضویت در گروههای دوستی: گروه دوستی همسالان امكاناتی برای مشاوره ، یادگیری مهارتهای جمعی،كسب آگاهی، تمرین استقلال، در میان گذاشتن مشكلات و احساسات بلوغ ، كنترل رفتار و روابط عاطفی گستردهتر در اختیار نوجوان قرار میدهد. گروههای دوستی به بهبود روابط عاطفی و اجتماعی و سازگاری وی كمك میكند و نوجوان را در معرض تعامل انسانی و دلخواه قرار میدهد. افراد در سن بلوغ دوستانی را ترجیح میدهند كه هوش، شكل ظاهری، استعدادهای ویژه و داشته و انعطافپذیر و مهربان و مشتاق باشند.
یك دوست چه الگو باشد و چه نیاز به كمكی داشته باشد یا حتی حسهمذات پنداری ایجاد كند ، برای نوجوان محترم است. نوجوان در دوره بلوغ نسبت به گروه دوستانش تعصب دارد و بدون قضاوت آنها را افرادی شایسته و لایق میپندارد.
تحرك: نوجوان سرشار از انرژی است. بخشی از این انرژی كه از سوخت و ساز ویژه بدن وی ناشی میشود در راه انگیزش جنسی صرف میشود و بخش دیگر به صورت مبارزه طلبی، پرخاشگری، حادثهجویی، سركشی، عصیان و حرافی تجلی مییابد. در این باره ورزش بهترین روش تخلیه انرژی محسوب میشود كه سلامت جسم و روح وی را به ارمغان میآورد.
نداشتن تعادل رفتاری: تغییرات پر دامنه و سریع بلوغ موجب میشود نوجوان تقدم و تاخر كارهایش را از دست بدهد. او نمیتواند برای روزمرگیاش اولویت خاصی را برگزیند و از این رو ممكن است در امور درسیاش به افت و بیانگیزگی دچار شود. یا برای مثال، تعادلی منطقی میان ساعات بازی و خوابش برقرار نكند. ممكن است انرژی زیادی برای یكی از فعالیتهای روزمره صرف كند و از كارهای دیگر باز ماند. كمك و مشاوره والدین در این باره ضروری است.
بدبینی و شك: ارزش قائل شدن بیش از اندازه و مطلق برای هنجارهای اخلاقی و احتمالا نیافتن آنها در رفتار و كردار والدین و اطرافیان ، احساسات نوجوان را برمیانگیزد و او را به شك و تردید دچار میكند. این تردید و بدبینی پس از آن ممكن است به رذایل اخلاقی نظیر استعمال دخانیات و مواد مخدر، مصرف مشروبات الكلی، رفتارهای پر خطر یا حتی اعتیاد به مصرف قرصهای آرامبخش منجر شود. هدایت نوجوان، بازآفرینی ارزشها و كمك به وی برای درونی كردن آنها در این باره شیوهای كارآمد است.
توجه بیش از اندازه به اندام و ظاهر: توجه به ظاهر در دوران بلوغ تا حدی طبیعی است و اجتنابناپذیر به نظر میرسد ، اما فراموش نكنیم افراط در آن كه از بیكاری نوجوان و احتمالا ایجاد انگیزههای كاذب از سوی دیگران ناشی میشود ، ممكن است به بیماریهای روحی و روانی، توهم و تلقیات نادرست درباره اندام و ظاهر منجر شود.
عقاید نادرست و رفتارهای نامناسب: تازهبالغان بیشتر در میان جمع رفتار مناسبی ندارند یا سخنان نسنجیده به زبان میآورند. حتی ممكن است بیش از اندازه منزوی و گوشهگیر باشند و به افكار و عقایدی در تایید آن دست یابند.
صحبت و مشاوره با نوجوانان و شركت دادن آنها در مناسبات و اجتماعات فامیلی میتواند از طریق تقویت مهارتهای ارتباطی تاثیری مثبت بر عقاید و رفتار آنان ایجاد كند.
باید به نوجوان كمك كرد تا دنیا را به اندازه نیاز بشناسد، خویشتن را دوست بدارد و جایگاهی منطقی و عقلانی برای خویش در جامعه پیرامون تصویر كند.
منبع : جام جم - با تغییر و تلخیص
۱- والدین و مربیان نقش بسیار با اهمیتی در ایجاد اعتقادات مذهبی صحیح و جهتدهی نوجوانان و جوانان در پیروی از اصول مذهبی و اخلاقیات پسندیده ایفا مینمایند.
روابط آموزشی- مذهبی میبایست براساس انس و الفت، دوستی و محبت، اطلاع و آگاهی و استدلال منطقی صورت گیرد.
عقاید و آرای مذهبی باید طوری منظم، هدفدار، هماهنگ و هدایت کننده و قابل اجرا به آنها عرضه شود که زمینه را برای اختلاف و تضاد و درگیری فراهم نسازند. ضمنا باید آنها را به تفکر با شیوه درست آشنا نمود و اعتقاد به مبانی دینی و جهانبینی توحیدی و خداشناسی، نبوت، معاد ، امامت و رهبری و عدالت را براساس تفکر و برهان عقلی و بینش مذهبی در آنها بهوجود آورد و نیز کتب مناسبی را که جوابگوی سوالات و اشکالات نوجوانان و جوانان با اصول استدلالی و منطقی باشد به آنان معرفی کرد، زیرا آنها تشنه اطلاعات در زمینههای فوق میباشند ، و با این عمل خلاء مذهبی در آنها پر خواهد شد و دچار ویرانی فکر و اندیشه نمیشوند.
طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند ، و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد.
2- طرز ارائه مسائل مذهبی به نوجوانان و جوانان بسیار اهمیت دارد زیرا مسائلی را در این دوره باید برای آنها گفت که از دین زده نشوند ، و در عین حال باید آن مسائل را با زندگی تطبیق داد.
این موضوعات باید طوری ارائه شود که آنها احساس کنند امور مذهبی قابل پیاده شدن در زندگی روزمره میباشد و حتی گاهی میتوانند احتیاجات روانی خود را نیز با این امور برطرف نمایند. تنها موعظه کردن از طریق والدین، مربیان و با علمای دین در خانه و مدرسه و مسجد کافی نیست، باید مسائل دینی را با تجربه و عمل توام نمود تا به این زودیها از فکر نوجوان خارج نشود و اثرش در رفتار او ثابت بماند.
تفکر مذهبی، تقوا، فضیلت، شجاعت و پرهیزکاری، ایمان، اخلاق، کمال، دفاع از محرومین و جهاد در راه خدا را باید عملا به آنها آموزش داد و از طریق ارائه الگوهای صحیح به آنان آموخت که از هر پوچ و کهنهای دست بردارند و عملا به کردارها و رفتارهای ارزنده برسند.
3- باید دین و علم را با هم به نوجوانان و جوانان آموزش داد و تذکر این امر برای آنها لازم است که این دو از یکدیگر جدا نیستند ، بلکه زوجی هستند که باید یکدیگر را درک کنند، و باید به آنها آموخت که دین و علم و عقل با هم هماهنگ هستند و مطالب دینی، عقلی و بعضا علمی است.
4- نوجوان نیازمند یک تکیه گاه نیرومند و قوی میباشد ، تکیه گاهی که در همه حوادث بتواند به آن پناه ببرد ، از او کمک بخواهد و به اتکای او آرام و مطمئن زندگی کند. اگر تکیه گاه و پناهگاه او والدین ، مربیان ، دوستان، سیاستمداران و حتی بزرگان دینی باشند ، با از بین رفتن آنها و یا سقوط آنها نوجوان هم سقوط خواهد کرد ، بنابراین به وجود آوردن این اعتقاد عمیق که تنها تکیه گاه قوی خداوند قادر است که هرگز سقوط نخواهد کرد و باید به او متصل شد و او را انتخاب نمود، باعث میگردد که نوجوان خود را در زندگی نبازد ، دچار شکست و تزلزل نشود ، از انحرافات و لغزشها دور بماند ، شخصیت و معنویت خویش را از دست ندهد و خود راه کمال را در پیش گیرد. وابستگی و پذیرش این غایت و مقصودی که ورای این عالم مادی، جامعه، اجتماع و محیط میباشد ، خود معنای عمیق و با ارزشی برای زندگی کردن به او میبخشد و در مصیبتها و حوادث ناگوار، او دارای چنان قوت روحی مخصوص و شکیبایی خواهد بود که مجال همه گونه تدبیر را به وی خواهد داد.
5- کسانی که در مورد دین با نوجوانان و جوانان صحبت مینمایند ، خود باید الگوی واقعی دین باشند و به آنچه که میگویند عمل نمایند ، ایمان و اعتقاد قوی به مذهب داشته باشند ، به خصوص معلمین دینی باید از بین شخصیتهای لایق و عالم انتخاب شوند و احاطه علمی کافی به آنچه که میباید گفته شود داشته باشند و اعمال خود را با اهداف مذهبی تطبیق دهند، توانایی پاسخ دادن به سوالات نوجوانان را داشته باشند و بتوانند خرافات را از نظریات صحیح دینی جدا کرده، به دانشآموزان ارائه دهند ، از نظر اخلاقی، خود الگوی اخلاق باشند، با اخلاص، مهربان، انسان دوست و علاقهمند به کار خود باشند، سعه صدر و وسعت نظر داشته باشند ، بر نفس خود غالب باشند و از اعتدال در امور خارج نشوند ، با حوصله ، صبور و با تدبیر باشند و از نظر ظاهر نیز آراسته و تمیز و مرتب باشند که دانشآموز قطعا تحت تاثیر چنین معلمی قرار خواهد گرفت.

6- فلسفه اصول عبادی را برای نوجوانان و جوانان باید به خوبی و به طور مطلوب و جذاب بیان نمود و در مواقع دعا، دلیل علمی و روانی این درخواستها و توسلات را باید گفت، و نیز اثری را که این درخواستها در اعمال ما میگذارند ، توضیح داد. باید برای نوجوان تفهیم شود که دعا عامل سکون و بیتحرکی و ایستادن نیست، دعا عامل فریب و تخریب نیست، بلکه برعکس عامل حرکت است و او را به مقصد راهنمایی میکند و راه را به او نشان میدهد، هدف را معین میکند و امیدبخش است، روح و روان انسان را صفا و جلا میدهد و او را به نیکی و سلامت میکشاند و مسیر حرکت و رفتن و جریان داشتن و شدن را به وی مینمایاند.
7- بردن نوجوانان و جوانان به مجالس مذهبی که مطالب مطرح شده در آن مجالس در خور سن و سال و فهم و دانش آنها باشد و همچنین دیدار افراد سلیم النفس و پاک دل، مومن و متقی و عالم باعث میگردد که روح دینی و فطرت مذهبی آنها پرورش یابد.
8- و بالاخره عبور دادن منطقی نوجوانان و جوانان از احساسات خام مذهبی به بینش مذهبی که با تعقل و تفکر همراه باشد و کمک کردن به ایجاد ارتباط آنها با خدا، ارتباط آنها با خودشان، ارتباط آنها با دیگران، ارتباط آنها با جهان هستی و کشف حقایق ناشی از این ارتباطات که با چون و چرا و سوال و جواب به دست میآید، یکی از وظایف سنگین مربیان است.
والدین عزیز راه سختی در پیش دارید اما با توکل به خدا و سعی و تلاش حتما موفق می شوید و فرزندتاناز نوجوانی به سلامت عبور خواهد کرد.
آرامش در لغت به معناي آسايش، راحتي و سکون است و به لحاظ مفهومي در مقابل اضطراب قرار دارد.
همهي انسانها در تلاش و کوشش جهت تامين نيازهاي جسمي و روحي خود هستند و در اين راستا اصرار و پافشاري دارند. در واقع آنان دانسته يا ندانسته به دنبال آرامش و گريزان از هر گونه اضطراب و ناآرامي هستند، زيرا هر گونه کاستي در تامين نيازهاي شان را مخالف آرامش خود و اضطراب آفرين ميدانند. به عبارت ديگر ميتوان گفت انسان زندگي ميکند تا آرامش داشته باشد.
روانشناسان معتقدند در ايمان به خدا نيروي فوقالعادهاي وجود دارد که نوعي قدرت معنوي به انسان متدين ميدهد و او را در تحمل سختيهاي زندگي کمک ميکند و از نگراني و اضطرابي که بسياري از مردم در مرض ابتلاي به آن هستند دور ميسازد.
قرآن کريم راه رسيد به آرامش را ياد خدا و نيايش به درگاه پروردگار متعال ميداند.
« الذين آمنو و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب » (سورهي رعد، آيهي 28)
« آنها کساني هستند ايمان آوردند و دلهايشان با ياد خدا آرام و مطمئن است. آگاه باشيد با ياد خدا دلها آرامش ميگيرد. »
امروزه تمام روانپزشکان در تلاش هستند که عوامل اضطراب آفرين را پيدا کنند و با آن به مبارزهي جدي برخيزند ، زيرا انسانهاي مضطرب حتي اگر در رفاه کامل مادي هم باشند ، در زندگي خود احساس راحتي و آرامش ندارند.
تذکري است به مردم در اينکه متوجه پروردگار خود بشوند و با ياد او دلهاي خود را راحت سازند ، چون آدمي در زندگي خود هدفي جز رستگاري ، سعادت و نعمت نداشته و بيمي جز از برخورد ناگهاني شقاوت ندارد و تنها سببي که سعادت و شقاوت و نعمت و نقمت به دست اوست همان خداي سبحان است، چون بازگشت همهي امور به اوست، که فوق بندگان و قاهر بر آنان و فعال ما يشاء و ولي مومنين و پاهندگان به اوست، پس ياد او براي نفسي که اسير حوادث است و همواره در جستجوي رکن وثيقي که سعادت او را ضمانت کند و نفسي که در امر خود متحير است و نميداند به کجا ميرود و به کجايش مي برند و براي چه آمده، مايهي انبساط و آرامش است. 1
«هو الذي انزل السکينهي القلوب المومنين ليزدادوا ايمانا»
«اوست که آرامش را در دلهاي مومنان نازل کرد تا ايماني بر ايمان شان بيفزايد.»
دکتر محمد عثمان نجاتي روانشناس و استاد دانشگاه کويت ميگويد:
اين حالت آرام سازي و آرامش رواني حاصل از نماز، از نظر درماني تأثير بسزايي در کاهش شدت تشنجهاي عصبي ناشي از فشار زندگي روزانه و پايين آوردن حالت اضطرابي که برخي از مردم دچار آن هستند، دارد. 2
دکتر توماس هايس لوپ مي گويد:
مهمترين مطلبي که در من در طول چندين سال تجربه و آزمايش به دست آوردهام اين است که بهترين وسيله براي درمان بيخوابي نماز و نيايش است. با اين قيد که من پزشکم و اين سخن را ميگويم که نماز بهترين وسيلهاي است که تاکنون براي توسعه اطمينان و تسکين اعصاب و آسايش و نشاط شناخته شده است، که زمينهي بيخوابي را بر طرف ميگرداند. به عبارت دقيق تر مهمترين وسيلهي ايجاد آرامش در روان و اعصاب انسان « نماز » است. 3
پس هان اي جوانان! جهان به اصطلاح مدرن و پيشرفتهي امروزي به کمک دانشهاي تخصصي خود از جمله روانشناسي و روانکاوي جديد و با اطلاع رساني لحظه و لحظهاش براي مردم تاکنون به گوشهاي از نيازهاي فطري بشر پي برده است و هنوز در ابتداي راه بسر ميبرد و آينده در گرو تحول بنيادين در رويکرد به معنويات و فطريات است. ما پيروان مکتب انسان ساز اسلام با تمسک به بزرگترين کتاب هدايت بشر يعني قرآن و پيروي از رهنمودهاي تربيتي پيامبر و امامان معصوم (ع)، بر اين باوريم که تنها با عبوديت و بندگي و ارتباط با خداست که ميتوان به آرامش کامل رسيد و سعادت دنيا و آخرت را براي خود طلب کرد پس خود را باور کنيد و با استعانت از خداوند عزيز، گوهر ايمان را در وجود مستحکم کنيد و با انجام فرايض و واجبات ديني و پرهيز از محرمات، رواني شاد طلب کنيد تا از اضطراب، افسردگي، خمودي، بيتفاوتي، ترس، بينشاطي، نااميدي، بيخوابي، هيجانهاي زيان بار و... در امان بوده و زندگي آرام داشته باشيد.
پي نوشت ها:
1- ترجمهي تفسير الميزان، ج 11، ص 486.
2- قرآن و روانشناسي، ترجمهي عباس عرب، ص 357.
3- آيين زندگي، ص 249.
مصطفي را وعده كرد الطاف حق
گر بميري تو نميرد اين سبق
من كتاب و معجزت را حافظم
بيش و كم كن راز قرآن را فضم
هست قرآن مر ترا همچو عصا
كفرها را دركشد چو اژدها
تو اگر در زير خاكي خفته اي
چون عصايش دان هر آنچه گفته اي
مولوی
|
ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال و منزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى، شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى آمده مجموع، در ظلال محمد عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر، مجال محمد و آن همه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند، بلال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا، تا به خواب ديد جمالش خواب نمىگيرد از خيال محمد «سعدى» اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد سعدی |